شهید اینگونه است...
جلسه های فرماندهی که تمام می شد، عبایش را می کشید روی سرش و می خوابید، دو سه ساعت بعد هم برای نماز بیدار می شد. نماز جماعت هایش معروف بود بین همه، بخاطر کوتاهی اش. هیچ وقت نماز را طولانی نمی کرد، مگر نماز فرادی را که سجده هایش طولانی بود و گریه هایش زیاد. یک بار نیمه شب یکی از بچه ها دیده بودش که دارد از سنگر می رود بیرون، فکر کرده بود مثل هرشب رفته نماز شب بخواند، اما عبدالله رفته بود با بیل و کلنگ چاه فاضلاب را که پر شده بود، خالی کند...
به یاد شهید بزرگوار عبدالله میثمی

نوشته شده توسط پسر بهشتی | لینک ثابت |
آخرین مطالب:

