تبليغاتX
میهمان شهدا - بسیجی لبخند ننننننننننننننننزن
» ما عاقلانه فکر می کنیم و عاشقانه عمل...

بسیجی لبخند ننننننننننننننننزن 
موضوع: یکشنبه 1386/09/11 16:35

خُب هفته بسيج امسال هم مثل سالهاي قبل اومد و رفت . برنامه هايي را بسيج و سايردستگاهها اجرا كردند كه ما با اونها فعلا" كاري نداريم . اونچه كه ذهن مرا به خود مشغول كرد عكسي بود كه در يكي از اين برنامه هاي تلويزيوني ديدم و البته قبلا" هم به دفعات ديده بودم و اون مربوط به تابلوئي هستش كه روي اون با جمله معروف « بسيجي لبخند بزن » مزين شده ، با ديدن اين نوشته ناخودآگاه اين مطلب به ذهنم اومدكه بسيجي به چي ، به كي ، كجا و چرا لبخند بزند ؟
راستي تا حالا به اين موضوع فكر كرديد كه اون زمونا بسيجي ها چرا لبخند مي زدند ؟ چه

چيزي يا چه چيزهايي باعث لبخند زدن بسيجي ها مي شد ؟ البته دلايل مختلفي مي توان براي

اين موضوع عنوان نمود كه در اينجا به چند مورد آن اشاره مي كنم
.
اون زمونا بسيجي دلش خوش بود كه در فضايي روحاني و معنوي زندگي مي كنه
!
اون زمونا مردم خيلي به فكر خودشون نبودند و همه به فكر يكديگه بودند و در ياري به هم

سبقت مي گرفتند !
اون زمونا جنگي بود ، شور و حالي بود ، عشق و فداكاري بود و جوونا در فضاي ديگه اي
سير مي كردند !
اون زمونا پاتوق جوناي ما مسجد و پايگاه بسيج بود و دل مشغولي هاشون جنگ و حواشي

اون بود !
اون زمونا فضاي شهرهاي ما عطر و بوي شهادت مي داد و هر كوچه اي كه رد مي شدي

حجله اي از شهيد اونو مزين كرده بود !
اون زمونا پوشيدن لباس خاكي براي جوونا ارزش بود و چفيه قداست خاصي داشت و پسرا

مردان ِمَـرد بودند!
اون زمونا دختراي ما حيا و عفت خود را به حراج نذاشته بودن و از بزك كردن و پوشيدن

لباساي تنگ و نيمه عريان خبري نبود !
اون زمونا از رانت و رانت خوري خبري نبود و هر كي كه رأس كاري بود به فكر خدمت بود .نه به فكر پُـر كردن جيب خود
!
اون زمونا مسئولين بيشتر به فكر مردم بودند تا خودشون
!
اون زمونا شهيد همت بود ، خرازي و باكري ، زين الدين و آويني و خيلي هاي ديگه بودند و

بسيجي به بودن اينا دل خوش بود
!
آره اون زمونا خيلي خوب بود خيلي
...
ولي دراين زمونه چرا بسيجي بخنده !؟
تواين زمونه بسيجي به بي توجهي مسئولين به يادگاران هشت سال دفاع مقدس ، بخنده!؟

تواين زمونه بسيجي به بي عدالتي ها در جامعه ، بخنده!؟
تواين زمونه بسيجي به فخر فروشي بچه مايه دارا كه با بنز الگانس تو شهرها مانور بي ديني و بي بندو باري ميدن ، بخنده!؟
تواين زمونه بسيجي به آقازاده هايي كه يك روز سختي اين انقلاب را تحمل نكردند و در ناز و
نعمت بزرگ شدن و در مناصب حساس به خدمت!!!! به اين خلق الله مشغولن ، بخنده!؟

تواين زمونه بسيجي به درد و رنج جانبازاي شيميايي كه فريادرسي ندارن ، بخنده!؟
تواين زمونه بسيجي به اون پدر و مادر شهيدي كه به خاطر نداشتن سر پناه ، صابخونه
اثاثشونو ريخته تو خيابون ، بخنده!؟

تواين زمونه بسيجي به اون فرزند شهيدي كه ضمن تحمل دوري پدربايد تمسخرفرزندان بعضي از، ازما بهترون رو تحمل كنه ، بخنده!؟
تواين زمونه بسيجي به اون پسرايي كه از اصل خود دور شده و دختر نما شدند ، بخنده!؟

تواين زمونه بسيجي به دختركان بزك كرده كه نيمه عريان و بدور از هرگونه حيا در جامعه
جولان ميدن ، بخنده!؟

تواين زمونه بسيجي به پدر و مادرايي كه به فرزندان خود بي توجه بوده و روزگارخود را در
كنار ماهواره و خوشگذراني هاي كاذب سپري مي كنند ، بخنده!؟

تواين زمونه بسيجي به رانت و رانتخوري بعضي ها كه يك شبه ره صدساله رفته اند ،بخنده !؟
تواين زمونه بسيجي به حيف و ميل بيت المال وپاداش هاي ميليوني مديران و حقوق هاي
آنچناني برخي نورچشمي ها ، بخنده!؟

راستي بسيجي ديگه بايد به چه چيزايي بخنده!؟
واگر شما يك بسجي هستيد يا اگريك بسيجي بوديد ، تو اين زمونه به چه چيزهايي لبخند مي زديد؟ منتظر نظرتون هستم .


نوشته شده توسط پسر بهشتی | لینک ثابت |


 آخرین مطالب:

JavaScript Codes