تبليغاتX
میهمان شهدا - رسم خوبان
» ما عاقلانه فکر می کنیم و عاشقانه عمل...

رسم خوبان 
موضوع: دوشنبه 1386/09/19 17:54

"همه با هم می خوابیم"

 

تازه چشممان گرم شده بود که یکی از بچه ها از آنهایی بود که اصلا این حرف ها بهش نمی آید. پتو را از روی صورتمان کنار زدو گفت : بلند شید بلند شید. می خوایم دست جمعی دعای وقت خواب بخوانیم.

هر چه گفتیم پدرت خوب مادرت خوب بگذار برای یک شب دیگر دست از سر ما بردار حال وحوصله اش را نداریم اصرار کرد که : فقط یک دقیقه ، فقط یک دقیقه!

 

همه به هر ترتیبی بود یکی یکی بلند شدندونشستند. شاید فکر می کردند که حالا می خواهد سوره ی واقعه ، تلقین وآدابی که معمول بود ، بخواند وبجا آورد .

با قیافه ای عابدانه شروع کرد :"بسم الله الرحمن الرحیم"

همه تکرار کردند وبا تردید منتظر بقیه اش شدند چون دلشان راضی نمی شد به این که برای یک دفعه هم که شده ، او از خودش ادا و اصول در نیاورد که اتفاقا همین طور هم بود وبعد از "بسم الله..." بلافاصله گفت : همه با هم می خوابیم" و پتو را کشید رو سرش .

 

 بچه ها هم که حسابی کفری شده بودند بلند شدند وافتادند به جانش وبا یک جشن پتو حسابی از خجالتش در آمدند.

 

نوشته شده توسط پسر بهشتی | لینک ثابت |


 آخرین مطالب:

JavaScript Codes