تبليغاتX
میهمان شهدا - آسمان مال آنهاست
» ما عاقلانه فکر می کنیم و عاشقانه عمل...

آسمان مال آنهاست 
موضوع: یکشنبه 1387/01/25 15:25

برانکاردی که تمیز کرده بودم را گذاشتم کنار. بسیجی خوش رویی آمد پیشم. احوال پرسی کرد. سر درد دلم باز شد. گفتم: پسرم! من اومدم اینجا بجنگم می گن تو پیری، ضعیفی، بمون عقب، تدارکات،امداد … این فرمانده من رو گذاشته سر کار

کمکم کرد تا کارم زودتر تمام شود. وقتی می رفت دست کشید روی شانه هایم. گفت : پدر جان ! کار برای خدا خط مقدم و عقب نداره

خندیدی و رفت.

بعدی که آمد گفت : حاج حسین خرازی چی کارت داشت؟

نوشته شده توسط پسر بهشتی | لینک ثابت |


 آخرین مطالب:

JavaScript Codes